مشغولِ خودم

۹۵ رو‌ میتونم با لیست کردن چیزای کوچیک و بزرگی که به دست آوردم، جشن بگیرم. خب شاید اگر لیستم یکم پر و پیمون‌تر بود بهتر میشد ولی همینم خیلیه. امسال اولین سالیه که اینکارو میکنم. قبلا فقط لیست اهداف سال بعد مینوشتم. حس خوبی دارم از اینکه خیلی کارا کردم تو این سال و حس خیلی بهتری دارم که چند روز باقی مونده رو با تمام توانم، درست و حسابی میگذرونم و سعی میکنم به جای «از سال بعد»، تا سال جدید نشده یه سری کارا رو انجام بدم و جلوشون تیک بزنم. 


پی‌نوشت: وقتی شیش صبح از خونه میزنی بیرون و هشت و نیم شب میرسی خونه، شاید باورت نشه ولی توی همون دو ساعت و نیمی که تا یازده وقت داری میتونی کارایی کنی که به نظر غیرممکن میان. دو ساعت و نیم زمان زیادیه!

پی‌ترنوشت: میخوام وقتی تو روزای ناامیدی چند هفته بعد یا چند ماه بعد میام سراغ وبلاگم با خوندن این پست یاد انگیزه‌ای که داشتم و ترسم از تلف شدن بیفتم. اصلا اصلا اصلا قصدم درس دادن و این حرفا نیست. گرچه شاید اینطور به نظر برسه... .

پی‌ترنوشت: بالاخره اون روز خوب اومد و من یه رمان هزار و خورده‌ای صفحه‌ایِ روسی رو خوندم. البته باید اعتراف کنم خیلی جاها شخصیتا رو قاطی کردم :))

نظرات  (۳)

چه رمانی؟
پاسخ:
ابلهِ داستایوفسکی
  • عاشق بارون ...
  • :)
    پاسخ:
    :)
    منم شروعش کردم که =))))
    پاسخ:
    عهههههه :))))) بخون بیا به بحث و بررسی بکشونیمش ^___^

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">