مشغولِ خودم

وی درحالی که از دماغ و چشم‌هایش سیلاب جاری شده، بی‌جان وسط کوهی از لباس‌ها خفه شد و مرد.

پی‌نوشت: مراقب ممد حیات و مفرح ذاتتون باشید! 
پی‌ترنوشت: چرا وقتی جهان به سمت بی‌نظمی پیش میره سعی میکنیم جلوشو بگیریم؟ :( 
پی‌ترترنوشت: اپیکوروس می‌فرماید مرگ به ما مربوط نیست، چون مادام که ما وجود داریم، مرگ وجود ندارد و وقتی مرگ‌ آمد، ما دیگر وجود نداریم.
پی‌ترترترنوشت: خب یه جورایی باید بابت پست افلاطون ازتون معذرت خواهی کنم #تاتی_تاتی

نظرات  (۱)

  • عاشق بارون ...
  • خدا نکند وی. :دی اتاق تکونی :( یکی بیاد منو از جلوی لپ تاپ بلند کنه. :| 30 تا وبلاگ نخونده دارم اتاقمم بمب خورده انگار. 
    پاسخ:
    :)) اتاق منم داغونه  لباسامو فقط جمع کردم دیگه نمیتونم بقیشو. نشستم کتاب میخونم 
    حالا وقت زیاده هنوز ؛)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">