مشغولِ خودم

انطباق حسی وقتی اتفاق میفته که یه محرک برای مدت زیادی به گیرنده ارائه بشه. مثلا یه بوی خاص مدت زیادی ادامه پیدا کنه. گیرنده‌ی حسی دیگه تحریک نمیشه. چیزی که بهش میگیم عادت. به بو عادت کردم! درباره‌ی مزه هم میشه عادت کردن به تندی یا شوری غذا رو مثال زد.
یه چیزی شبیه این برای من پیش اومده‌. وقتی مدت زیادی حالم خوب یا بد باشه دیگه حسش نمیکنم. بعد مثل امروز از خودم میپرسم الان حالم خوبه؟ حس نمیکنم خوب باشم. حتی حس‌ نمیکنم حالم بده. گیج شدم و یادم نمیاد حال خوب چه مزه‌ای بود و حال بد چه بویی داشت‌.

پی‌نوشت: میشد خوگیری رو به جای انطباق حسی مثال زد. یکی نیستن البته. به نظرم انطباق حسی مربوط تر بود. گفتم شاید بخش علمی قضیه رو جدی بگیرید ...!
پی‌ترنوشت: وقتی علائم افسردگی رو از تو کتابت میخونی و جلوی بیشترشون تیک میزنی...! 

نظرات  (۳)

  • عاشق بارون ...
  • چقدر خوب گفتی. منم همچین حسی دارم.
    پاسخ:
    :(
    من یه مدّته تو ویکیپدیا میرم بیماری های مختلف (اکثراً روانی) رو میخونم واسه تفریح. اکثر اوقات بیشتر سمپتوما رو دارم. دارالمجانینِ بیمارنژادم الان =))))
    پاسخ:
    :)))) این خودش میتونه مورد قابل بررسی‌ای باشه! بیماریای روانی خوش میگذره ولی من از سرچ کردن مشکلای پزشکی متنفرم. شاید باورت نشه ولی یه بار آبریزش بینی رو سرچ کردم یه جا نوشته بود ممکنه یه چیز تو مغز پاره شده باشه و مایع مغزی نخاعی از بینی بریزه بیرون و فاتحه مع الصلوات :))
    آب زرد از بینیت ریزش کرد؟ منم همینمدلی مغزم پاره شد =))) الان مرده ام =)))))))))
    پاسخ:
    :))))) عه ماله توام ریخته؟ اخ اخ اخ

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">