مشغولِ خودم

که من مجبور شم بعد از بیش از یک ماه، برای ۷ صبح ساعت بزارم و راهی دانشگاه شم.

پی‌نوشت: ۲ تا کتابی که داشتم میخوندم رو تو این تعطیلات تموم کردم و ۶تای دیگه هم خوندم. و حجم عظیمی از یک کتاب خیلی عظیم رو هم خوندم ولی حالا حالاها تموم نمیشه. تعداد زیادی فیلم خوب دیدم. تفریح کردم. فامیل دیدم و خوش گذروندم. متاسفانه آلارم ۷ صبح فردا اجازه نمیده برای دستاوردهام جشن بگیرم‌.

پی‌ترنوشت: من به تمام عزیزانی که به هر دلیلی به کتاب خوندنم گیر میدن و سعی میکنن بهم نشون بدن مشکل دارم حق میدم و به تمام عزیزانی که بیشتر از من کتاب میخونن حسودی میکنم :))

پی‌ترترنوشت: شنیدن یه سری حرفا خیلی سنگینه ولی من دیگه یاد گرفتم بعد از ده دقیقه کامل از ذهنم بیرونش کنم و روزمو باهاش خراب نکنم. فقط خواستم بنویسم که نوشته باشم: شما ضعیفید و دیر یا زود بچه‌هاتون اینو میفهمن اما این که هیچ تلاشی برای بهتر شدن نکنید و حتی به راحتی دست به کارای احمقانه بزنید، اصلا قابل چشم پوشی نیست‌.

نظرات  (۱)

چه خوب. جشن گرفتی خبرمون کن بیایم پس زمینه جشنو با حضورمون رنگین کنیم =))))
پاسخ:
عه به به :)))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">