مشغولِ خودم

الان سخت ترین سوال دنیا برای من همینه! چون حالم بده و خوبه! خیلی موازی.

اومدم اینو بنویسم و ازتون تشکر کنم که حالمو نمیپرسید :)) 

پی‌نوشت: گاهی تو خونه لخت بگردید! 

پی‌نوشت: حالا که تا این پایین اومدید حیفه مستفیضتون نکنم. اینم جمله‌ی امروز: زرتشت میگه من غالبا از دیدن مردم ناتوانی که خود را به علت دست‌های فلجشان نیک می‌پندارند، خندیده‌ام.

نظرات  (۲)

به نظر من حالت خوبه کلا خیلی سوال بیخودیه
چطور آدم میتونه تمام احوالات و احساسات مختلف و متناقضش رو که از یک جنس هم نیستند برآیند بگیره و تو چند کلمه خلاصه کنه
پاسخ:
اره سوال بیخودیه ولی قشنگه. نه واسه تعارف ولی اگر کسی واقعا حالتو بپرسه و واقعا جوابشو بدی خیلی قشنگه. 
آره اگه آدم کسی رو داشته باشه که بتونه خودشو براش توضیح بده آره
من تا به حال هیچوقت حس نکردم که میتونم جواب این سوالو صادقانه بگم و اصلا دلم بخواد شرحی بدم در این مورد
همون داستانه تو کز خاموشی ام فهمی نداری چه خواهی فهم کردن از کلامم
پاسخ:
داشتن همچین آدمی خیلی باارزشه. 
ولی میفهمم. حق دارین

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">