مشغولِ خودم

شاید دیگه هیچوقت نگم که تنفر چیز بدیه. نه چون بعد از یک سلسله استدلال و تفکر و مطالعه به بد بودنش شک کرده باشم، نه! چون با حضور دائمیش گیجم کرده. دیگه نمیتونم بفهمم که بده یا خوب، باید باشه یا باید حذف شه. انگار جزئی از من شده، جزئی از هر روزم. وقتی روزمو شروع میکنم، کنار قهوه‌ی صبحم، کنار بوی صبح، کنار همه‌چی، میتونم حضور تنفرو حس کنم. وقتی به آدمایی که عاشقونم نگاه می‌کنم، وقتی به پیامت جواب میدم، وقتی فیلم میبینم، وقتی به بچه‌های کوچیک و تپل نگاه می‌کنم، کنار همه‌ی دوست‌داشتنام، میتونم حس کنم که متنفرم. متنفرم از همه‌چی. از زندگی، از هر روز، از هر شب. متنفرم. از اینکه بهم سلام می‌کنی، از اینکه غذا میخورم، از اینکه شلوار جدیدمو می‌پوشم، از اینکه می‌خوام برم مسافرت، از سریال دیدن، کتاب خوندن، از تخت‌خوابم، از دوستام، از آسمون، از زمین... متنفرم. نه به این معنی که حالم بد باشه، من از همه‌ی زندگی لذت میبرم، حتی از دلخوریاش، از گریه‌ها، از قدم زدن بین قبرا، از خاکی شدن کفشم، از سر رفتن شیری که دارم گرم می‌کنم. من زندگیمو دوس دارم. من از زندگیم متنفرم.


پی‌نوشت: احتمالا پست‌های بعدی رو از آسایشگاه روانی براتون مینویسم :/// 

نظرات  (۲)

اینحال کاملا طبیعیه وبراهمه هست
پاسخ:
فکر نمیکردم طبیعی باشه... چرا؟
نمیدونم چرا بعضی از  متنهات منو یاد آلیس مونرو میندازه :| مثل این یکی

من به خاطر دوتا مشکل یه همچین وضعی دارم. از همچی از زندگی متنفرم البته تنفر من از خشم و عصبانیته که شاید با چیزی که تو میگی فرق داشته باشه، آخه اگه اون دو مشکل نباشن من عادی ام. زندگیمو دوست دارم ولی از زندگیم متنفرم. اصن میدونی چیه از این دوگانگی متنفرم، از اینکه بگم منم همینطور منتفر، منم نه اینطور :\ اصلن از این کامنت هم متنفرم، از وبلاگ متنفرم دیگه دنبالت نمی کنم ولی از دنبال نکردن متنفرم، از اتاق بی در متنفرم ولی از در بسته باز نشدنی هم متنفرم، نخند از خندیدن اصن متنفرم. اخم هم نکن از اخم هم متنفرم. اصن هیچ کاری نکن، نه از هیچ کاری نکردن هم متنفرم، اَاَاَاااه ولم کن اصن ، ولی از ولم کردن و بی اعتنایی متنفرم، کلا عصبانی ام، از خشم و عصبانیت اما متنفرم. اَاَاا دیونه شدم، اصن ...( گوشی را خاموش میکند و فریاد زنان و غرغر کنان از خانه خارج می شود)
پاسخ:
[گوشی را پرت می‌کند و زانوهایش را بغل می‌کند و می‌لرزد] 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">