مشغولِ خودم

یک بعد از ناهارِ عادیِ تابستانی، جلوی آینه ایستادی و روی دندان‌هایت تمرکز کرده‌ای که ناگهان از خودت می‌پرسی چرا همه‌ی دوست‌پسرها و دوست‌های پسر من بچه‌ی آخر خانواده بوده‌اند؟ 

#از_پاسخ_باز_مانده


+عنوان، عنوانِ یکی از باحال‌ترین کتاب‌هایی که منِ بچه دبستانی بیگ فٙن آن بودم. 

+ الان این فوبیا رو گرفتم که یکی از دوستای مذکر پیام بده من بچه آخر نیستم و چرا منو فراموش کردی چش سفید. :/

نظرات  (۲)

برای من همه بچه ی اول بودند :) مثل خودم

چرا اینجور میشه واقعا؟ میتونه یه جواب روانشناختی داشته باشه.
پاسخ:
اره منم دارم به جواب روانشناختیش فکر میکنم.
  • Mohammad Mahdi Aghasi
  • تا جایی که من خوندم از بعد روانشناختی اگه دختر فرزند اول (یا فقط بزرگتر از یک یا چند فرزند دیگه )  باشه و پسر فرزند آخر شانس تبدیل رابطه ( حتی زناشویی) به رابطه ی مادر پسری بیشتر میشه..یعنی هم زن حس مادری داره به پسر..هم یک جورهایی پسر تحت فرمان زنه..رابطه ی سالمی نیست، هرچند هردو تا حدودی رضایت خاطر دارن از ادامه ی روند روابط کودکی
    پاسخ:
    اتفاقا وقتی متوجه این قضیه شدم که رابطه‌هام با پسرای فرزند آخر بوده به همین شک کردم...چیزی که همیشه انکارش می‌کردم. 
    من بچه‌ی اولم و خیلی ادم قدرت طلبم از بچگی تقریبا با همه‌ی پسرا رقابت کردم حتی توی رابطه‌هام رقابت میکنم و می‌خوام برتر باشم.
    ولی خب هیچوقت نخواستم مادری کنم و آگاه بودم از این احتمال. شاید به خاطر همین برام خیلی عجیبه که رابطه‌هام اینجوری بوده تا الان... 
    حدس خودم اینه که پسرایی که فرزند آخرن و مخصوصا خواهر بزرگ دارن ( که باز اکثر دوستای پسرم خواهر بزرگ تر داشتن) راحت تر میتونن با برتر بودن من کنار بیان و تاییدش کنن! 
    البته اخلاق خودمو تایید نمیکنم :) 

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">