مشغولِ خودم

نمیدونم این که آدم مجبوره یواشکی از مامان باباش سیگار بکشه خوبه یا بد٬ فقط سوالم اینه که چرا؟!

پی‌نوشت: خیلی زود میگذره من هنوز همون دختر کلاس دومیم که از کلاس پنجمیا میترسید... نمیدونم اینجا چه کار میکنم... قاطی آدم بزرگا!

پی‌نوشت‌تر: حالا نه اونقدرم بزرگ :/ ولی خب به هر حال.

پی‌نوشت‌ترتر: آدمای افسرده رو به خاطر کاراشون سرزنش نکنید. یه وقتایی آدم اونقدر حالش بده که تمام اصول و قواعدشو زیر پا میزاره و سر همه داد میزنه و خودشو داغون میکنه ولی نمیدونه چرا. 

پی‌نوشت‌ترترتر: واقعیت اینه که من هیچوقت احساس خوشگلی نکردم و هروقت کسی از قیافم تعریف میکنه تو DSM5 دنبال مشکلش میگردم. اینو گفتم چون بیشترتون نمیدونید چه شکلیم :/ البته یکی دو سه تا تون احتمالا میدونید که اونم بیخیال.

پی‌نوشت‌ترترترتر: به نظرم همه اینا رو پاک کنم و جاش بنویسم حالم بده بهتر منظورو رسوندم که البته هو گیوز عه فاک در نتیجه همونم باید پاک کنم و برم یه لیوان آب نخورم :/

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">