مشغولِ خودم

اگه آقای ایکس عاشق پیتزا باشه و تنها چیزی که تو زندگی براش مهمه خوردن پیتزا باشه، چرا باید جلوی پیتزا خوردنشو بگیریم؟ حتی اگر خطر مرگ بر اثر پیتزازدگی تهدیدش کنه... . هنوز جوابی برای این سوال پیدا نکردم.

نظرات  (۵)

  • Mohammad Mahdi Aghasi
  • سوال تو در مورد آسیب شخصیه..و نظر شخصی من اینه که به هیچ دلیلی نمیتونیم جلوشو بگیریم..اما من یه سوال دیگه دارم..اگه برای کسی تنها راه رسیدن به لذت آسیب رسوندن به دیگران باشه یا هدفش طوری ایجاب کنه که که آسیب رسیدن به دیگران غیرقابل اجتناب باشه (مثلا هیتلر) به چه حقی میتونیم جلوشو بگیریم.
    پاسخ:
    فکر میکنم اینجا پای قوانین وسط میاد. (قوانینی که لازمه‌ی آزادی هستن نه محدود کننده‌ی اون). به نظر من به خاطر دفاع از آزادی دیگران باید جلوی چنین آدمی گرفته بشه‌ توسط قانون! اما خب از دیدگاهای دیگه هم میشه بهش نگاه کرد و نظرات دیگه‌ای داشت همونطور که نظرات دیگه‌ای هم وجود داشته و داره.
    اما درمورد آدمی که گفتی آسیب شخصی به خودش میزنه، اگر اینو آسیب شخصی بدونیم کاملا باهات موافقم اما چطور باید مطمئن باشیم که این آسیب شخصیه؟ سوال من به خاطر همین بی‌جواب میمونه... .
  • Mohammad Mahdi Aghasi
  • منظورت اینه که ممکنه به دیگران هم آسیب بزنه؟
    به نظر من ما به هیچ کس چیزی بدهکار نیستیم. و این از منظر اخلاق به این خاطره که ما به انتخاب و اختیار خودمون به وجود نیومدیم تا در این مورد مسئولیتی داشته باشیم.
    فقط یه استثنا وجود داره و اون هم مسئولیت هاییه که در روابط رسمی پذیرفتیم(پدر/مادر/همسر بودن)..که به نوعی مسئولیتهای مادام العمر محسوب میشن.
    در باقی موارد اگر هم به دیگران آسیب وارد بشه نه ناشی از فعل ما که از ضعف خود اونهاست که به ما ارتباطی نداره.
    پاسخ:
    باهات موافقم اما سوالم اینه که چطور بین رفتاری که به خود شخص آسیب میزنه و رفتاری که باعث آسیب به دیگران میشه تمایز قائل میشیم؟ 
    مثال هیتلر حرف خودتو نقض میکنه به نظرم. آسیب دیدن به نظر من یک طرفه نیست. دو جنبه داره: عامل ایکس چطور و چقدر به من آسیب میزنه و دوم اینکه من چقدر خودمو در معرض آسیب قرار میدم. اولی رو نادیده نگیر.
  • Mohammad Mahdi Aghasi
  • الان سوال ِ تو به عنوان مخاطب و تاثیرپذیرنده از شخص ایکسه؟

    این حرفت هم خیلی مبهمه برام..منظورت از عامل ایکس دقبقا چیه و ضمایر "من" به چه کسی بر میگرده؟
    "دو جنبه داره: عامل ایکس چطور و چقدر به من آسیب میزنه و دوم اینکه من چقدر خودمو در معرض آسیب قرار میدم." اگه میتونی توضیحش بده یا مثال عینی بزن
    پاسخ:
    منظورم از من، من به عنوان یک انسان صرف نظر از جایگاهمه و منظورم از عامل ایکس هر عاملیه که به نوعی میتونه به من آسیب بزنه.  
    مثال عینی... ببین خونه‌ی ما نزدیک مدرسه‌‌ی ابتداییه. سر و صدای این مدرسه عاملیه که میتونه منو آزار بده. این یه طرف قضیه‌س. طرف دیگه اینه که من چقدر خودمو در معرض این آزار قرار میدم. یعنی چقدر قدرت دارم که با این صدا کنار بیام و نادیده‌اش بگیرم و روی زندگیم و کارام تمرکز کنم. منظورم این بود. حالا اینو بسط بده به زندگی تو یه حکومت دیکتاتوری مثلا. یا ری‌اکشن ویکتور فرانکل به اردوگاه کار اجباری رو ببین ‌
    تو داری میگی من اگه کاری میکنم که به کسی خارج از روابط رسمیم آزار میرسونه مشکل از اون آدمه نه من. من میگم درسته قبول دارم. اما کار توام مهمه. اثر گذاره. اگر بخوایم طبق حرف تو پیش بریم چطور میتونیم هیتلرو محکوم کنیم؟ یا مثلا آدمی که تو فضای عمومی سیگار میکشه؟ یا یه فرد پدوفیل رو؟
  • Mohammad Mahdi Aghasi
  • خب اثر بذاره به من چه. از نظر من "دیگران" وجود ندارن. بهتر بگم "اهمیت ندارن". قبلاً فکر میکردم خط قرمز وجود داره و اون جایی که دیگران آسیب نبینن اما الان فکر میکنم "آسیب رسوندن به خود" یا حتی "لذت نرسوندن به خود" بدتر از آسیب رسوندن به دیگرانه..اصلا چه دلیل منطقی وجود داره که زندگی دیگران اهمیتی داره؟ زندگی من هم صرفا برای اینکه مال خودمه حائز اهمیته و به دیگری حق میدم که براش اهمیتی قائل نباشه!
    ما تا اینجا میدونیم که یکبار زندگی میکنیم و یک بار میتونیم لذت ها رو بچشیم. حالا اگه مهمترین این لذت ها غیرقانونی یا غیراخلاقی یا آسیب رسان باشن ما باید با فداکاری از حق خودمون بگذریم؟ نه. منطقی نیست.
    داستایوفسکی میگه اگه خدا نباشه همه چیز مجازه. این حرف واقعیت داره. حالا بعضیا میگن خوبی دین یا قانون همینه. قلاده ای که باعث سعادت میشه. چون به مصلحت کلی نگاه شده. ولی میدونی مشکل چیه. چرا برای من به عنوان یه شخص باید مصلحت کلی یعنی "دیگران" اهمیتی داشته باشه؟ اگه من یه آدم نرمال(به تعریف جامعه) باشم مشکلی نخواهم داشت اما اگه خواسته هام در تعارض با حقوق (به تعریف جامعه) دیگران باشه چی؟ چه چیزی دیگرانو به من برتری میده؟ تعاریف من درآوردی؟ یا بیشتر بودنشون؟
    اصلا چرا برای جان انسان دیگه ذاتاً ارزش قائلیم؟ چطور میتونیم ثابت کنیم اهمیتی داره؟ تعریف "خوب" چیه که با رعایت نکردن قانون "بد" میشیم؟ فضیلتی که ادیان ازش صحبت میکنند بدون وجود خدای غیرقابل اثبات چه معنی دارن؟
    میدونی همه ی اینا یه سری تعریف و فرض غیرقابل اثباته.برای سرپا نگه داشتن مناسبات انسانی.
    زندگی من منحصر به فرده. اگه قدرت اجرای ایدمو داشته باشم حق استفاده ازش به صورت طبیعی در اختیارم قرار میگیره. این قانون طبیعته. ساده ترین و اصیل ترینشون.
    وضع قانون صرفا راهیه برای کنترل جامعه..هیچ معنای درونی نداره..تا حالا فکر کردی انسانیت اصلا چه معنایی داره؟؟

    حالا اگه تو با سر و صدای اون مدرسه مشکل داری و از اون واحد کلی {مدرسه} آسیب میبینی و به عنوان یه عضو ضعیف تر نمیتونی مشکلتو حل کنی و زورت به هردلیلی،حقته. ولی اگه قوی تر باشی این مشکلو حل میکنی حالا چه این راه حل درونی باشه یا قانونی. یا حتی این که بری و مدرسه رو سرشون خراب کنی! و بعد قدرت پاسخ گویی در مورد کارت رو هم داشته باشی.

    پس ما نمیتونیم از نظر منطقی هیتلرو محکوم کنیم. یا اون آدم سیگاریو و حتی یک پدوفیل رو. اخلاق و منطق نمیتونه محکومشون کنه. قانون و زور اکثریت چرا.
    این مسئله تلخ و تاریک و ناخوشایند به نظر میرسه اما اینها دلیلی بر نادرست بودن استدلالها نیست.
    پاسخ:
    نمیتونم بگم نظرتو قبول ندارم یا ردش میکنم. منم مسیح وار طرفدار حق مظلوم نیستم. کسی که کمه مقصره. منی که زورم نمیرسه محکومم به عذاب کشیدن از صدای مدرسه‌. طبیعیه. ضعیف شکار میشه، گرسنه میمونه، له میشه. قوی ارزشمنده. ژن برتر باقی میمونه. ما قدرتو تحسین میکنم حتی اگر ظالمانه باشه. 
    اما خوب چیه؟ خدا، دین و اخلاقو کنار بزار. خوب چیه؟ فکر میکنم مهم ترین خوبی که طبیعتا وجود داره بقاس. بقای گونه و نه بقای فرد. بقای گونه تا حد زیادی وابسته به همون معدود فرد قدرتمنده اما قدرت اکثریت معمولی رو هم باید در نظر بگیریم. بقای گونه فداکاری رو ایجاب میکنه و همینه که سال‌های سال به ما اجازه نداده همه چیز رو مجاز بدونیم. اگر خدا نباشه همه چیز مجازه. اما بشر همیشه خدا رو ساخته. و فرهنگ و افسانه و اخلاق و ارزش و... . 
    من یه بار زندگی میکنم و میخوام که لذت ببرم. اما اگر کل کره‌ی زمین پر باشه از آدمایی مثل من، آسایش و لذت من یه نفر تامین نمیشه. حرف تو در حد استدلال خوب به نظر میاد مثل ایوان کارامازوف، اما توی عمل اسمردیاکف رو نتیجه میده و فکر نمیکنم کسی دنیای پر از اسمردیاکف ها رو بخواد هرچند منطقی و درست.
    البته کل حرفم نظر شخصی بود و ادعای حقیقت ندارم. اگر پر از غلطه انکار نمیکنم ندونستنامو.
  • Mohammad Mahdi Aghasi
  • به نظر من دقیقاً درست میگی و استدلال های من "کاملاً ذهنیه"
    البته این غیرممکنش نمیکنه..فارغ از شکست ها و پیروزی ها..خیلی ها خودآگاه یا ناخودآگاه به همین شکل زندگی کردن..

    و منفعت و لذت در شکستن قانون تنها زمانی معنی میده که افراد کمی انجامش بدن..همون دوربین خاموش اگه یادت باشه.

    در مورد بقای گونه هم باهات موافقم. اما به نظرم دنیا داره به سمتی میره که با آگاهی و خودخواهی بیشتر بقای فرد اهمیت بیشتری از بقای گونه پیدا میکنه و دنیا یه شکل دیگه ای خواهد شد به زودی..

    بحث خوبی بود..ممنونم ازت :)

    پاسخ:
    من واقعا از بحث باهات لذت میبرم و چیزای جدید یاد میگیرم... منم ممنونم :)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">