مشغولِ خودم

نمیخوام از تصویر «زن زیبا»یی که رسانه‌ها بهمون نشون میدن و فاصلش با زن واقعی، حرف بزنم. نمیخوام آمار جراحی زیبایی، استفاده از لوازم آرایشی و شیوع اختلالای خورد و خوراک رو بنویسم. میخوام به عنوان یه دختر که گاهی با شک به صورت و بدنش نگاه میکنه، بنویسم. 
همین‌ با شک نگاه کردن و پرسیدن سوالِ «اینجام چرا این‌شکلیه؟» و «پوستم چرا صاف و بی‌نقص نیست؟» باعث شد به دوست و همراه همیشگیم، گوگل، پناه ببرم. خیلی وقته انگلیسی سرچ میکنم طبق عادت. چند تا مطلب خوندم و چند تا ویدیو از یوتیوب دیدم و حالم بهتر شد. دخترایی که عکساشونو به اشتراک گذاشته بودن، چاقی، ترکای پوست، موهای بدن و خیلی چیزایی که یاد گرفتیم بهشون بگیم چندش رو نشون داده بودن. نوشته بودن که چطور تلاش میکنن بدنشونو قبول کنن و اعتماد به نفس داشته باشن. از اون جالب تر برام پسرایی بودن که از این دخترا حمایت کرده بودن، پسرایی که ویدیو درست کرده بودن و درباره‌ی این موضوعات حرف زده بودن: اگه دندوناتون ردیف و سفید نیست، اگه پوستتون ترک داره، شبیه مدلا نیستین، دماغتون گنده‌س و... برای ما مهم نیست. ما شخصیتتونو دوست داریم. موی بدنتون طبیعیه. اعتماد به نفس داشته باشید. خودتون برای بدن خودتون تصمیم بگیرید و...! 
برام جالب بود این حجم از مطالب و عکسها و ویدیوها درباره‌ی این موضوع. پس چرا تو ایران از این خبرا نیست؟ فارسی سرچ کردم و فکر میکنید با چی‌ مواجه شدم؟ خانوم‌هایی که ناشناس سوال پرسیده بودن که با جوشامون، ترکای پوستمون، سینه هامون، موهای بدنمون و... چکار کنیم. خانومای نگران، کسایی که اعتماد به نفسشونو از دست داده بودن. و البته خانومای دیگه‌ای که با دلسوزی راهکار داده بودن و تایید کرده بودن که اره یه خانوم باید زیبا و لطیف و خوشبو و... باشه تا آقاش ازش راضی باشه. :) 
و البته کامنتای آقایون خیلی جالب بود. اکثرا فحش، نوشتن این که اه حالم بهم خورد. و چند مورد که برام خیلی شوکه کننده بود این بود که نوشته بودن همسر آینده من نباید حتی یک مو در کل بدنش وجود داشته باشه، باید فلان سایز باشه. نباید شکم داشته باشه. باید برام لباسای متنوع بپوشه و... . 
نمیدونم بقیه‌ی مطلبمو چطور تموم کنم. جز خیره نگاه کردن به دوربین‌ کاری ازم برنمیاد. طرفدار کثیف بودن، بو دادن، و عدم رعایت نظافت نیستم. فقط حرفم اینه که قدرت طبیعی بودنو داشته باشیم. جلوی پسرایی که سرشونو از فیلمای پورن درمیارن و دنبال یه دختر شبیه همون بازیگرا میگردن، پسرایی که درکی از زن بودن و زنانگی ندارن، پسرایی که حتی بلد نیستن یه دخترو ارضا کنن، قدرتِ اینو داشته باشیم که بگیم زن واقعی یه آدمه! اون پوست صاف، هیکل بی نقص و صورت گریم شده، من نیستم! 

پی‌نوشت: واقعا هیچ‌ تصوری ندارم ری‌اکشنتون چیه به این پست. فقط میدونم احتمالا تصویر ذهنی پسرا ازم خیلی بهم‌ میریزه :))

نظرات  (۵)

  • Mohammad Mahdi Aghasi
  • کلیت حرفت چیزی نیست که یه آدم منطقی بخواد باهاش مخالفت کنه. (منم طرفدار طبیعی بودن هستم..)
    معمولا تو این مباحث تعریف مرزهاست که موضوع جالب یا حساسیت برانگیزه..

    یه مدت پیش یه چالش یا نمیدونم چی تو توئیتر یا یه شبکه اجتماعی دیگه درست شده بود که هرجور که هستید خودتونو دوست داشته باشید! عموما هم آدمای چاق رو مخاطب قرار داده بود. من با این قضیه زاویه دارم. یه انسان سالم خودشو دوست داره، هرجوری که هست اما برای بهتر بودن هم تلاش میکنه..این حق منه که اضافه وزن داشته باشم یا پوستم خوب نباشه و بگم دوست دارم اینجور باشم اما چیزی هم نیست که بخوایم براش دست بزنیم ..هرآدمی حق داره هرجور که دلش میخواد (یا مجبوره) باشه ولی فکر میکنم سالم و سرحال و فیت تر بودن برای همه خوشایند تره..و اگه مثلا چاق بودن برای کسی طبیعیه و آسیبی به سلامتی ش نمیرسونه حق داره همونجور که دوست داره بمونه و فشاری حتی به شکل یک نگاه ناخوشایند هم از آدمای اطرافش نبینه..ولی انتظار اینکه حس زیبایی شناسی همه ی آدمها چنین چیزی رو قشنگ ببینه فکر نمیکنم خیلی منطقی باشه..حرفم اینه باید با توجه به واقعیت های موجود تبعات انتخاب هامون رو هم بپذیریم..

    در کل عاقلانه تره چیزهایی رو که نمیتونیم یا لازم نمیبینم بپذیریم و دوست داشته باشیم در عین حال که برای سالم تر یا زیباتر بودن تلاش میکنیم..گاهی محکم بر اصولمون بایستیم و گاهی به خاطر کسی که ساختار کلی مون رو پذیرفته سعی در تغییر بعضی از جزئیات کنیم..خیلی فرقی با خصوصیات درونی نداره...

    در مورد این هم که یه نفر تو یه رابطه چی باید/نباید بخواد (یا چه انتظاراتی رو باید/نباید تحمل کنه) به من و تو ربطی نداره..من و تو حق داریم با توجه به چیزهایی که خودمون میخوایم و چیزهایی که طرف مقابلمون میخواد یک یا چند نفر رو برای زندگیمون انتخاب کنیم و از همون آدم ها یه انتظاراتی داشته باشیم...همین.


    پاسخ:
    موافقم با حرفت. تلاش کردن برای زیباتر شدن یا فیت بودن هیچ مشکلی نداره. منم قصد ندارم کسیو تشویق کنم که چاق و زشت باشه. بحث انتخابه. این که اگه من میخوام امروز ارایش کنم انتخاب خودم باشه و اگه نمیخوام هم فشاری روم نباشه. رو دخترا این فشار روانی هست. ما انقدر درگیر بدنمونیم که یادمون میره دوست داشتنی بودن فقط تو ظاهرمون خلاصه نشده. اکثر ما دخترا بدون لوازم آرایش اعتماد به نفسمون میاد پایین. چاقی بعد سلامتی داره. موافقم با این. ولی الان من دقیقا تو وزن ایده‌آل برای قَد م هستم. نه اضافه وزن دارم و نه کمبود وزن اما هنوز شبیه اون بازیگرا و مدلا نیستم. میدونی چی میگم؟ من نقص بزرگی توی صورتم ندارم ولی وقتی میبینم بقیه تلاش میکنن که لبشون بزرگتر به نظر برسه یا تیرگی زیر چشمشونو از بین ببرن، فکر میکنم این چیزی که هستم کافی نیست. 
    دوم اینکه گفتی تبعات انتخاب. من کاملا با این حرفت موافقم. اما واقعا زیبایی تو چیه؟ طرف من اگه انقدر سطحی باشه که فقط ظاهر منو ببینه و بر طبق اون ظاهر منو انتخاب بکنه یا نکنه به نظرت می‌ارزه که به خاطر این انتخاب شدن، وقت و هزینه‌ی زیادی بزارم و فشار روانی زیادی رو تحمل کنم؟ 
    سوم اینکه به من ربطی نداره. اینم موافقم. ما نمیتونیم برای بقیه تصمیم گیری کنیم اما میتونیم با کسی که داره رنج میکشه و تحت فشاره همدلی کنیم. میشه برای تغییر نگرش آدما تلاش کرد. 

    این مطالبی ک توی پست مثال زدم و گفتم برام جالب بودن همشون از آزادی انتخاب حرف زده بودن نه محدود کردنش.
  • • عالمه •
  • از ریکشنم اینکه قبل از اینکه کامنت بذارم پستت رو به ریبلاگم اضافه کردم و اونقدری دوسش دارم که اصن یه وضعی :) چون اینا که نوشتی برا منم پیش اومده. کلن آدم کامنت‌های ایرانیا رو در هر جایی نخونه به نفعشه! پُرن از نفرت، از نادانی، لجن‌پراکنی، پر از دروغ. اینا رو گفتم ولی واژه‌ی مناسبشون هنوز به ذهنم نرسیده! واقعن برای بهتر شدن توی بعضی مسائل به کمک آقایون نیاز داریم اما حیف که خیلیاشون متوجه این مسئله نیستن. یه همچین موضوعی اونقدر تحت تاثیر عوامل دیگه‌ای مثل تربیت خانوادگی، فرهتگ، جامعه، عقده‌ها، آگاهی خود شخص و غیره هست که وقتی بهشون فکر می‌کنم سرم گیج می‌ره. همش می‌خوام قوی باشم و خودم رو بپذیرم اما بهضی جاها واقعن کم میارم چون نگاه‌ها خیلی سنگینه. قضاوت‌هاشون بی‌رحمانه‌ست. براشونم مهم نیست که دلت رو می‌شکنن و دیواری که از خودت داری رو خراب می‌کنن. فقط می‌دونم اکثر آدما مهربون نیستن و باید ازشون فاصله گرفت.
    پاسخ:
    اره دقیقا به کمک آقایون نیاز داریم. میدونی پسرای کشورای غربی که انقدر راحت میگن ظاهرتون مهم نیست فقط آدم خوبی باشید، اعتماد به نفس داشته باشید و خودتون باشید، اون دوره‌ی هیجانی نوجوونی رو گذروندن. با چند تا دختر خوابیدن و رابطه رو تجربه کردن و توی ۲۰ و چند سالگی از نظر جنسی پخته تر شدن. اما پسرای ایرانی چی؟! 
    منم دارم سعی میکنم قوی باشم و خودمو بپذیرم و اعتماد به نفس داشته باشم. دقیقا این نامهربونی‌ای که میگی رو تجربه کردم... مگه چند سال زندگی میکنم که بخوام خودمو شبیه ایده‌آلای آدمایی بکنم که نه من اهمیتی برای اونا دارم و نه اونا اهمیتی برای من... .
  • کرگدن آبی
  • مرحله اول اینه که چیزی که هستیم رو قبول کنیم و واقع بین باشیم. بعدش ببینیم با چی حال میکنیم همون بشیم. یکی ممکنه چاق پسند باشه مثل ناصرالدین شاه، هم خودش چاق کنه هم زن چاق بستونه؛ یکی هم لاغر پسند باشه، خودشو لااااغر لاغر کنه ازینا که میشه با دنده هاش بلز زد؛ یکی میره سمت فیتنس یکی هم با همونی که هست سر میکنه و حال میکنه. مرحله دوم اینه که عرف/سلیقه جمعی رو بشناسیم. قبلترا دختری که سفید و گوشتی (!) بود، زنِ زندگی تلقّی میشد (جامعه مردسالار بود خب :/) الان برنزه ی 85ای که همزمان آفتاب مهتاب ندیده ی شیک و مد روز پوش باشه مد نظره. حالا چیشده که اینطوری مزاج جمعیت بهم ریخته که خودشونم دقیق نمیدونن چی میخوان؟ من نمیدونم.
    پاسخ:
    اره موافقم. هر جوری دوست داریم باشیم و به هم گیر ندیم 
    قبلنا یه مدل دختر مورد علاقه‌ی مردم بود الان یه مدل دیگه. پسر هم همینطور. مد و سلیقه تغییر میکنه‌ اما چیزی که قشنگه منحصر به فرد بودن هر آدمه. نه شبیهِ سلیقه‌ی جمعی شدن. 
    مزاج جمعیتو والا منم نمیفمم :/ 
  • ستــ ـاره
  • این تفاوت توی ایران و جاهای دیگه برام خیلی جالب بود و غم انگیز.
    توی تقریبا همه دخترا این اضطرابو میبینم... توی خوابگاه یکی میگه موهام کم پشت شده، اونیکی میگه نگا شکم درآوردم! یکی دیگه بی آرایش نمیره بیرون حتی اگه دیرش شده باشه. .. یجورایی دغدغه ی بزرگی شده براشون...

    چقدر دوست داشتنی ان این جور پسرایی که حمایت میکنن :)) 
    پاسخ:
    آره دقیقا اون مدتی که توی خوابگاه بودم این قضایا خیلی برام ایجاد علامت تعجب میکرد :))
    اره پسرای دوست داشتنی و کم یاب! 
    خیلی متاسفم ک این وب رو می خونم - حقیقتا دلم نمی خواد - ولی کرمش افتاده داخلم مواقع بیکاری، و خصوصا اون موقع ها ک حالم خوب نی وبگردی می کنم و شما هم جزوِ لیستی. خواستم بگم ازت خوشم نمیاد. علیرغم اینکه پستی ک نوشتی واقعا درسته. از این حجمِ منطقی بودنُ این سطحِ دغدغه بدم میاد.

    به هر حال.
    پاسخ:
    ولی من از این حجم صداقت خوشم اومد. حس خوبی بهم داد این کامنت!

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">