مشغولِ خودم

اینی که دارم میگم ربطی به اصل دین و مذهب نداره، چون واقعا در جایگاهی نیستم که بخوام بهش انتقاد کنم، فقط بخشی از تجربه خودمو از روش آموزش دین، مینویسم.
من فکر میکنم خیلی چیزا رو بد یاد گرفتیم. از بچگی یاد گرفتیم که برای همه چیز دعا کنیم. برای بابا که پولدار شه، برای به دست آوردن اسباب بازی یا دوچرخه، برای این که کار بدمون لو نره، امتحانمونو خراب نکنیم، برای این که برف بیاد و مدرسه تعطیل شه و ... . 
گرچه درباره اصل دعا بحث دارم، ولی نمیخوام عقیده‌ی شخصیمو وارد کنم. فقط یه جایی تو بیست و کمی سالگی، به خودم میگم کاش یادم داده بودن که به جای دعا برای این که بابا برام فلان چیزو بخره، خودم شروع میکردم به پول جمع کردن و میخردیمش، به جای این که دعا کنم کسی نفهمه چیزی رو شکوندم، یاد میگرفتم خودم بهش اعتراف کنم و معذرت بخوام، به جای این که دعا کنم معلم ازم درس نپرسه، با عواقب کم کاری خودم رو به رو میشدم و مسئولیت کارامو میپذیرفتم. که حالا هرجا کم آوردم فرار نکنم، که حالا از خدا، کائنات، شانس، سرنوشت یا هر چیز خارجی دیگه ای، طلبکار نباشم. که حالا بتونم خرجامو مدیریت کنم و خریدن چیزای گرون قیمتی که واقعا میخوامشون، برام انقدر دور از ذهن نباشه.
چرا در کنار دعا برای صلح و سلامتی کل جهان، سعی نمیکنیم یه آدم دیگه رو خوشحال کنیم؟ چرا نمیتونیم به هم لبخند بزنیم؟ چرا انقدر منتقدیم و انقدر بلد نیستیم هیچ کار موثری بکنیم؟ 

نظرات  (۴)

واقعاً هم بد یادش گرفتیم. بیشتر ازش واسه شونه خالی کردن از زیر بار مسئولیتامون ازش (سوء)استفاده میکنیم.

در مورد اون سوالای آخر:
چون بنا به دلایلی، یادنگرفتیم فراتر از خودمون رو ببینیم و بفهمیم. چون نمیدونیم که اگه چش یکی دیگه رو کور کنیم، چش خودمون بهتر نمیبینه!
پاسخ:
اهوممم.
آره. دیدگاه خوبیه نسبت به دعا کردن . ولی به نظر من دعا کردن برای اتفاقات خیلی بزرگ که واقعا دست ما نیست شاید یک قوت قلب باشه.
حتی اگر واقعیت هم نداشته باشه حداقل یک کورسوی امیدی است . بعضی از چیزهای کوچیک که آدم دعا می کنه بله . به جای اینکه مثلا آدم دعا کنه امتحان فردا ده رو بگیره و پاس کنه بشینه بخونه خیلی بهتر به نتیجه میرسه . ولی گاهی وقت ها میشه در کنار دعا کاره رو هم انجام داد . 
من زیاد اهل این نبودم که دعا کنم . چیزی می خواستم پول هام رو جمع می کردم و می خریدم . الان هم همینطوره .
و اما سوال آخر
نظر کرگدن آبی یک بعد قضیه است ولی عموم آدما کور نمی کنن تا چشمای خودشون بهتر ببینه . دل اون قدر سیاه شده که با خودش میگه من ضعیف می بینم چرا اون باید قوی ببینه . اون باید کمتر از من باشه . من ضعیف می بینم اون باید کور باشه. چون من بهترم . چون من حقم . من!
فکر می کنم گناه غرور از زنا و قرآن آتیش زدن هم بالاتر باشه چون بیس همه بدبختیای انسانه.
همین غرورست که باعث میشه اینطوری نباشیم.
بگیم وا مگه کیه بهش کمک کنم . چرا بهش کمک کنم . وا مگ کیه که من بهش لبخند بزنم اصلا آٔدمش حساب کنم . وقتی که این نوع آدم ها توی اکثریت قرار می گیرن اون اقلیت ها که دوست دارن لبخند بزنن و کمک کنن و کار خوب کنن و انسان باشن می ترسن . چون لبخند زدن ولی غرورشون خورد شده . اومدن کمک کنن دوستی کنن لقد خوردن و اذیت شدن . پس اونا هم خودشون رو می کشن عقب و میشن مثل بقیه . کور نمی کنن چون ذاتشون هنوز اونقدر بد نشده ولی خب شفا هم نمی دن چون می ترسن یارو شفا پیدا کنه بزنه خودشون رو کور کنه.
خیلی برام اتفاق افتاده که شفا دادم ولی خودمو کور کردن!
بعد هم یک تفکری داریم اونم اینه که من یک انسان بدبختم میان ۸۰ میلیون گاو!
برای همینه که همه زبان نقد دارن. چون میگن خب من فقط آدمم.دست تنهام . بقیه گاون . پس باید فقط داد بزنم . اگر تلاش کنم چون بقیه گاون نمیشه!
اینم از این غروره میاد
ببخشید زیاد حرف زدم . مساله بزرگتر از این حرف هاست . به دلمون بر میگرده . خیلی چرک شده و درست هم نمیشه.
پاسخ:
آره خب منم موافقم که دعا باعث آرامش فردی میشه که بهش اعتقاد داره. غرور... نمیدونم چقدر بحث غروره ولی فکر میکنم ما آدمایی هستیم که برای بقا میجنگیم و نون رو از دست هم چنگ میزنیم تا زنده بمونیم. 
  • پلڪــــ شیشـہ اے

  • + واقعا یه وقتایی این ها خیلی مشهوده. هر چی هم آدما برزگتر میشن، اینا هم باهاشون بزرگتر میشن.
    بعضی از این چیزایی که گفتید به نحوه ی تربیت و فرهنگ خانواده ها بر می گرده. والا باید تا الان خودمون پی اش می رفتیم که ببینیم معنی توکل واقعی چیه?معنی دعا چیه? طلب واقعی اونی هستش که با عمل همراه باشه و خیلی چیزای دیگه که به قول یه استادی می گفت، اگر اشتباه بهت یاد دادن، یا اگر اشتباه بهمون باوروندن، این ماییم که از یه جایی به بعد کم کاری کردیم و پی درستش و نگرفتیم. حرفش این بود که همه چی رو گردن دیگران نندازیم.

    پاسخ:
    بحث گردن دیگری انداختن نیست، بحث باوریه که از پایه غلط بوده و خلاص شدن از دستش آسون نیست. و بدتر این که قضیه عمومیه... ولی موافقم با حرفت. از یه جایی به بعد مسئول همه چیز خودمونیم و نباید بندازیم گردن کسی
  • رباب ولیزاده
  • چون نهادینه شده ایم بازم واسه همه چی بیشتر دعا میکنم تا تلاش کنیم😐
    پاسخ:
    اهوم

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">