مشغولِ خودم

بخش‌های کمتر شخصی یادداشتی در صفحه‌ی آخر سررسید پارسال، یا همین چند روز پیش.

دوست دارم زندگی رو ببینم، بشنوم، لمس کنم، بو کنم و زندگی کنم. 

سلین تو کتابش میگفت: «پشت سر هر موسیقی باید سعی کرد آن آهنگ بدون نت را که برای ما ساخته‌ شده شنید، آهنگ مرگ را...». 

با هر انتخاب چیزهایی رو از دست میدیم و من فکر میکنم انتخابی نگاه کردن به زندگی، از دست دادن بخش‌هایی از اونه. 

...

من به صدای بغض هام گوش دادم و فکر میکنم مهم تر از درمان، خوب گوش دادن به صدای درده.


+ نوشته‌های هول هولکی چند دقیقه مونده به سال تحویل،بد خط و به هم ریخته... چرا اینجا مینویسم؟ چون فرصت میکنم از نگاه مخاطب بهشون نگاه کنم و نقدشون کنم... یه دفتر شخصی رو میشه راحت بخشید.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">