مشغولِ خودم

M

گاهی بهت فکر می‌کنم. یادمه آخرین باری که پیام دادی روزای نبودنمو شمرده بودی ولی من اصلا نمی‌دونستم چقدر گذشته. الان چی؟ هنوز حسابشو داری؟ از لحظه‌هایی که تو بغلت بودم چندشم می‌شه ولی آدمی که بودی رو هنوز دوست دارم. قبل از رفتنم بهت گفته بودم که دوست دارم. هیچوقت جلوی خودمو نگرفتم که بهت فکر نکنم. هر بار اجازه دادم توی ذهنم بچرخی و بعد بری. شمارت رو اون یکی اکانت تلگرامم مونده، چند روز پیش اتفاقی دیدم یکی با شمارت اومده تلگرام... یه دختره. بعد عکستو چک کردم...راستشو بخوای زیاد عکساتو چک نمی‌کنم... دیدم یه عکس عاشقانه طوره. نخند ولی اول فکر کردم برای منه... بعد دیدم یه حرف انگلیسی گوشه‌ی عکسه که اسم اون دختره هم با همین حرف شروع میشه. یادته می‌خواستی اون سیمکارتو بدی به من؟ می‌گفتی شماره‌هامون ست می‌شه. اولش برات خوشحال شدم گفتم لابد با کسیه دیگه. ولی بعد هی بهت فکر کردم. اومدی تو ذهنم چرخیدی و بیرون نرفتی. حالا دارم اینا رو می‌نویسم که شاید بری. شاید بچسبی لای همین نوشته‌ها و همینجا بمونی... موهامو کوتاه کردم. شاید چون اگر بدونی خیلی ناراحت می‌شی... می‌گی مگه دوسم نداری که موهاتو کوتاه می‌کنی؟... نه دوستت ندارم. دوست ندارم هیچکدوم از عکسامون بیاد جلوی چشمم. دوست ندارم یادم بیاد که به خاطرت گریه کردم. هیچوقت از تموم شدن رابطمون پشیمون نشدم. فقط بهت فکر می‌کنم. برام مهم نیست که کجایی یا چیکار می‌کنی یا اون دختره کی بود. حتی اگر بگم خوشحالیت برام مهمه دروغ گفتم. هیچی برام مهم نیست و تو فقط یک مشت خاطره و تصویری. فقط بهت فکر می‌کنم. سه چهار سال پیش یه بار اتفاقی آدرس وبمو دیدی. زیر بار نرفتم که منم ولی نمی‌دونم باور کردی یا نه. نمی‌دونم بعدا بهش‌ سر زدی یا نه. یادگرفتی به جای بلاگفا بنویسی بلاگ دات آی آر یا نه... ولی ته دلم دوست دارم اینو بخونی. شاید تو تنها آدمی باشی که درکم کنی.

نظرات  (۱)

آخ آخ آخ
چه قدر شبیه هم هسیم
پاسخ:
:(

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">