مشغولِ خودم

.

۱. بزرگترین بخش اندیشه‌ی خودآگاه را می‌باید در شمار کرد-و-کار غریزی نهاد، از جمله اندیشه‌ی فیلسوفانه را. در این باب می باید از نو نظر کرد، همچنان که در باب وراثت و فطرت نیز از نو نظر کرده‌ایم. همچنان که عمل زایمان در کار و جریان وراثت کمترین نقشی ندارد، «خودآگاه بودن» نیز هرگز ضد غریزی بودن نیست.

۲. رفته-رفته بر من روشن شده است که هر فلسفه‌ی بزرگ تا کنون چه بوده است: چیزی نبوده است جز اعترافات شخصی مولف‌اش و نوعی خاطره نویسیِ ناخواسته و نادانسته.

۳. فلسفه همین انگیزه‌ی درونی استبدادگرانه است، یعنی معنوی‌ترین نوعِ خواستِ قدرت، خواستِ «آفریدن جهان»، خواستِ علت نخستین [بودن].


«از کتاب فراسوی نیک و بد، نوشته‌ی فریدریش نیچه، ترجمه‌ی داریوش آشوری»

نظرات  (۲)

  • هالی هیمنه
  • چیزیه که نمیشه تغییرش داد، ولی میشه با تغییر دادنِ فکرمون مطبوعش کنیم. فلسفه همه‌اش می‌تونه همین یه نکته باشه.. :)
    پاسخ:
    اهوم! 
    تغییر دادن فکرمون... به نظرم پذیرش واژه‌ی بهتری باشه.
  • -دایناسو ر-
  • به طور کلی نظرت درباره کتاب مساعده؟
    پاسخ:
    هنوز تمومش نکردم. شاید بعدا دربارش بنویسم ولی خب بعید میدونم بتونم نظری بدم.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">