مشغولِ خودم

پروسه‌ی بیدار شدنمو درست یادم نمیاد. احتمالا حدود پنج صبح در حالی که بی‌دلیل از سرما می‌لرزیدم تلگراممو چک کردم، یک بار دیگه نه صبح بیدار شدم و احساس کردم زندگی ارزش بیدار شدن نداره، و آخرین بار حوالی یازده به علت خستگی از خواب، بعد از این که برات تایپ کردم «صبح به خیر» از جام بلند شدم. امروز دقیقا یک ماه از اون روز می‌گذره، از «شروعِ مرداد.» و اولین روزیه که از شدت خشم گریه نکردم. حتی دیروز با یه جمله‌ی ساده که بهت گفتم، اشکم دراومد ولی امروز دیگه دردی احساس نمی‌کنم. سعی کردم مهربون باشم، بهش لبخند زدم و براش قهوه درست کردم اما تمام مدت چیزی توی ذهنم تکرار می‌کرد «این تو نیستی.» راست می‌گفت.
خیلی وقته از خودم می‌پرسم اصلا «منـ»ی وجود داره؟ یه روز توی خوابگاه با اون دخترِ «خوش زبون»-شمارشو با این اسم سیو کردم- درباره‌ی زندگی حرف می‌زدیم. بهش گفتم ما اهمیتی به جاودانگی نمی‌دیم، چون به اشکال متفاوت بعد از مرگمون توی این دنیا باقی می‌مونیم. چیزی که نمی‌خوایم از دستش بدیم هویتمونه، «من» بودنمون. امروز نمی‌دونم واقعا «من» وجود داره یا فقط یه توهمه؟
چیزای مختلفی بهش می‌گن، زندگیای قبلی، روحِ پیر، تمثیل استخوان، یا شاید دی‌ان‌ای، اگر اون ته «منـ»ی وجود داشته باشه، زمین تا آسمون با چیزی که فکر می‌کنم فرق داره، و من میخوام که بشناسمش؟ 
مدتیه برای آدمی به اسم «آقای دکتر» یه سری مطلب پزشکی ترجمه می‌کنم. گاهی درباره ی داروها یا آزمایشای جدیده، گاهی درباره‌ی شرکتای داروسازی، اما من بیشتر از اونایی خوشم میاد که درباره سازگار شدن ارگانیسمای مختلف با محیطشونه. گیاهایی که با یه سری باکتری «مفید» همزیستی می‌کنن تا بتونن بهتر رشد کنن، باکتریایی که واسه سازگار شدن با دمای محیط کارای عجیب می‌کنن و ... . گاهی تعجب می‌کنم که می‌تونم انقدر سطحی زندگی کنم و به هیچ چیز فکر نکنم جز غذایی که قراره بخورم، عوض کردن ضدآفتابم، و دیوانه وار سریال دیدن، و از خودم می‌پرسم ممکنه اینم یه روش سازگار شدن باشه؟ شاید با مراقبت از حماقت خودم دارم از دی‌ان‌ای ریش سفید و مرموزی محافظت می‌کنم که قراره به نسل بعدی برسه. شاید برای همین پنج صبح درحالی که بی‌دلیل از سرما می‌لرزم، تلگراممو چک میکنم، و یازده صبح برات مینویسم «صبح بخیر»

نظرات  (۱)

ممکنه اینم یه روش سازگار شدن باشه...؟ 

تئوری قشنگیه، دوس دارم این زاویه‌ی دید رو.
پاسخ:
:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">