مشغولِ خودم

همه چیز داره فرو میریزه و من هیچ کوپینگ استراتژی‌ سالمی برای این بحران ندارم، پس بیشتر از قبل سیگار می‌کشم و به ابژه‌های مسخره‌ای معتاد میشم. اوضاع ریه‌هام خوب نیست و چند شب پیش بعد از مدت‌ها یه حمله آسم درست و حسابیو تجربه کردم. تو تمام این مدت میگی کنارمی و کنارم میمونی اما تنهام. یه تنهایی اجتناب ناپذیر که تو بدبختیا بیشتر از همیشه اذیتت میکنه. 
ماهی دو بار میام خونه و دو سه روز میمونم. الان خونه‌ام و شبیه دخترای معمولی رفتار میکنم. دخترایی که اطرافم میبینمو تقلید میکنم، دغدغه ارشد، سریال دیدن، خوشگل بودن، و خندیدن... .
دیشب بهش گفتم به آینده خوشبینم اما نمیتونم غمگین نباشم شاید چون غمگین بودن عاقلانه‌ترین حسیه که می‌تونم تجربه کنم. عاقلانه‌تر از خوشبین بودن.
چیزی برای نوشتن باقی نمونده. 

نظرات  (۳)

حداقل خوبی سیگار کشیدنم اینه که الان وسط این پست از بی معنایی و ساده بینی نمیگم : سیگار نکشید
یه مدت سبک بکشید...همین
پاسخ:
خوبه که درک‌ میکنید. 
اره دارم سعی میکنم کمتر بکشم و شاید به چیزای غیر دودزا پناه ببرم :))
غیر دودزا خیلی وسیعه نمیدونم منظورتون چیه (: ولی صرفا با کشف رازی موافقم ،باقی نه .به باقی پناه نبرید 
پاسخ:
آدم غمگین باشه، الکل بخوره سیگار نکشه؟
همین.الکل میخوره که سیگارشو دود کنه...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">