مشغولِ خودم

یه وقتایی پیش میاد که یادم میره چه ماهی یا چه روزیه. مثلا همین چند دیقه پیش فکر میکردم اردیبهشتیم.

دوشنبه سر کلاس باید یه فرمی پر میکردیم که بالاش تاریخ میخواست. از دوستم پرسیدم چه سالیه؟ گفت ۹۷ و من حدود بیس دقیقه هنگ بودم که مگه ۹۴ نبودیم؟! 


پی‌نوشت: دیروز رفتم دکتر (اگر از چسناله‌های ریوی من خسته شدید دعا کنید داروهاش خوب باشه!) و انقدر خود دکتره بهم حس خوبی داد که درد و مرضام یادم رفت‌. یه آقای پیر خیلی مهربون که تقریبا همه‌ چیزو برام ممنوع اعلام کرد :/ 

پی‌ترنوشت: دیروز روز افتضاحی بود و یکی از داروهام ممکنه باعث تشدید افسردگی بشه. نتیجه این که امروز به شدت احساس پوچی میکنم و طبق معمول دارم با تماشای نقاشی و عکس، اهنگ گوش دادن و بلعیدن هرنوع هنری، خودمو درمان میکنم.

نظرات  (۶)

فکر کنم یه روانشناس افسرده هم میتونه درمان روانشناختی کنه یا مشکل افسردگی مراجع ش رو حل کنه و این به نظرم یه شوخی کثیف از جانب زندگیه :))
پاسخ:
:)) اره البته در حالت ایده‌ال درمانگر باید مرتب تحت درمان باشه. من خودم روانشناس سالم تو زندگیم ندیدم و تمام کسایی که از نزدیک میشناسم و کار درمان می‌کنن مشکلای باورنکردنی‌ای دارن... مثلا طرف روانشناس خانوادس و به زنش خیانت میکنه. به قول یه استادی «سخت نگیرید ما سخت نگرفتیم و دکترا هم‌ خوندیم»
خب نخورید داروهارو
پاسخ:
شاید نخورم. گفتم یکی دو روز امتحانشون کنم چون واقعا این وضعیت قابل تحمل نیست
باید مرتب تحت درمان باشه! چقدر جالب.

به نظرم سلامت روانی میتونه تاثیر پنهان خیلی عمیقی در فرآیند درمان داشته باشه. مراجع عادی اگر هم نتونه مثل روان درمانگر مشکلات و حالات روانی رو به شکل دقیق تشخیص بده، یه چیزهایی می‌فهمه. و شاید همین تاثیرپذیریش رو کمتر کنه.

+میتونم بپرسم برای ارشد می‌خوای بری کدوم گرایش؟
پاسخ:
اره حتی اگر مراجع متوجه نشه میتونه تو فرایند درمان تاثیر خیلی بدی داشته باشه. معمولا توصیه میشه درمانگر قبل از اینکه وارد کار درمانی بشه یه دوره رواندرمانی رو تجربه کنه که اکثرا این کارو میکنن ولی خب درمان مداومی که خیلی ایده‌اله کمتر پیش میاد کسی انجام بده.
+ خیلی سردرگم بودم ولی خب تهش تصمیم گرفتم بالینی بخونم.
منم اینطوری میشم الان فکر میکنم نود شیش یا نود هشتیم اصلا مغزم ارور میده که الان سال نود هفت ولی راجب ماه ها اینطوری نیستم(:
+باز خوبه این هنرا حالتوخوب میکنن من مواقعی که افسرده میشم خیچ هنری دوا نیست اصلا
پاسخ:
:)) 
+ من یجور غریزی‌ای به سمت چیزای هنری کشیده میشم شاید تو به سمت چیز دیگه‌ای کشیده شی ولی خب اینا فقط یکم میتونه ارومم کنه.
ادم میترسه از همین امتحانش...همون امتحانشم نکنید
پاسخ:
مجبورم دیگه باید یه راهی باز کنم برای نفس کشیدن :))
  • • عالمه •
  • عوارض قرص‌ها یه کاری کرده که آدم فقط تا مرحله‌ی دونستن بعضی بیماری‌ها پیش می‌ره و دیگه درمانش مهم نیست.
    پاسخ:
    اره واقعا. خیلی سعی کردم این قرصو ادامه بدم ولی امروز واقعا میخواستم خودمو دار بزنم! خیلی جالبه که دکترم قبل از تجویز این دارو ازم درباره‌ی افسردگی سوال نکرد

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">